هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

286

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

الحق حالتى بود . هركسى ، بىخبر از ديگرى به مناجات ربّ خود پرداخت . فارغ از كون و مكان بود . فى الجمله ، بعد از اداى مستحبّات آن مكان كه جايز است در هر ركن آن على اى جهت كان دو ركعت نماز كردن و دعوات و حاجات را خواستن ، كه همهء اينها زياده از 20 دقيقه امتداد نيافت ، حالتى به هريكى از حضار رو داده بود ، كه حالت بيرون آمدن باقى نمانده بود . خواجگان حرم و خدّام لب بر لب نهاده ، ساكت بودند . بعد از خروج ملازمان ، آقاى « ثقة الاسلام » يك طاقه شال ترمه و 10 ليراى عثمانى به « كليددار » داده و به هر يكى از خواجگان حرم ، به فراخور حال خود ، وجهى اعطا نمودند . بنابر توصيه و سفارش نام [ ه ] هايى كه از « باب عالى » « 1 » به جناب « شريف مكه معظمه » و « والى حجاز » در باب احترامات و اكرامات قدوم شريف جناب آقاى « ثقة الاسلام » قبل از وقت فرستاده شده بود ؛ بعد از ورود ، هردو كمال انسانيت و مهربانى را - كه لازمهء اتحاد اسلام بود - به عمل آورده ، مكرّر ملاقات و ديدوبازديد اتفاق افتاد . اطلاعات مفيده آب جارى مكه منحصر به چشمه‌اى است كه از سمت شرقى « عرفات » جارى شده ، در همه‌جا از زيرزمين ، حتى از توى شهر نيز گذشته ، در « وادى فاطمه » بيرون مىآيد ؛ و غير از اين آب ، در اكثر خان [ ه ] ها « آب چاه » هم مصرف مىشود . در خاك « حجاز » با همه مسطحى طرق و معابر ، عراده و كالسكه معمول نيست ، مگر تنها « والى » [ كه ] يك كالسكه دارد و همهء مراكب اهالى ، شريفا و وضيعا « شتر » و « الاغ » است . در هيچ‌جاى ولايت « حجاز » ، تلگرافى و پوسته [ اى ] كه اخبارات لازمه را برساند ، هنوز برقرار نيست . عمده جهت نبودن وسايل تمدن از بىتربيتى « اعراب » است ، كه اگر اعراب مانع از

--> ( 1 ) . دربار سلاطين عثمانى در استانبول .